خرید بک لینک
تو زندگى را به تنهايى تجربه ميكنى ،مى توانى هر چقدر دوست دارى به يك آدم ديگر نزديك شوى ، ولى هميشه بخشى از خودت و وجودت هست كه غير قابل ارتباط است ،تنها ميميرى ، تجربه مختص خودت است ،شايد چند تا تماشاگر داشته باشى كه دوستت داشته باشند ، ولى انزوايت از تولد تا مرگ رسوخ ناپذير است .

جز از کل

استیو تولتز

برچسب: نویسنده: هستی حسینی تاريخ: چهارشنبه 2 آبان 1397 ساعت: 5:28

کتاب دوستانى هم هستند که از ترسِ اینکه گنجینهى کتابشان را براى همیشه از دست بدهند، هرگز کتاب امانت نمىدهند. (یک ضرب المثل قدیمى عربى اندرز مىدهد که «کسى که کتاب امانت مىدهد، یک احمق است؛ اما کسى که کتاب را پس مىدهد، احمقتر است.») من به پیروى از توصیهى هنرى میلر همیشه اهل امانت دادن کتاب بودهام: «کتابها هم م

برچسب: نویسنده: هستی حسینی تاريخ: چهارشنبه 2 آبان 1397 ساعت: 5:28

چرا مرا دوست نداری؟ همان اندازه سوال غیرممکنی است (هرچند کمتر آزاردهنده است) که پرسیدن این که چرا دوستم داری؟ در هردو مورد، در چارچوب عشق، رودرروی اراده ضعیف قرار میگیریم، در مقابل این واقعیت که عشق، موهبتی است که به ما هدیه شده، موهبتی که هرگز نه میتوانیم و نه لیاقتش را داریم که تشخیصاش بدهیم. در پرسشهایی از ای

برچسب: نویسنده: هستی حسینی تاريخ: چهارشنبه 2 آبان 1397 ساعت: 5:28

-چرا رنجم میدهی؟
-چون دوستت دارم.
آنگاه او خشمگین میشد.
-نه، دوستم نداری. وقتی کسی را دوست داریم، خوشیش را میخواهیم نه رنجش را.
-وقتی کسی را دوست داریم، تنها یک چیز را میخواهیم: عشق را، حتی به قیمت رنج.
-پس، تو به عمد مرا رنج میدهی؟
-بله، برای این که از عشقت مطمئن بشوم.

برچسب: نویسنده: هستی حسینی تاريخ: چهارشنبه 2 آبان 1397 ساعت: 5:28

پدرم الکلی بود و در سن چهل سالگی مرد. چند هفته قبل از مرگش، یک شب مرا به نزد خود خواند و تاریخچهی زندگی خود را برای من حکایت کرد، یعنی تاریخچهی شکستش را. ابتدا از مرگ پدرش، یعنی پدربزرگم با من شروع به صحبت کرد. پدرش به او چنین گفته بود: “من فقیر و ناکام میمیرم، ولی همهی امیدم به تو است، شاید تو بتوانی آنچه را که

برچسب: نویسنده: هستی حسینی تاريخ: چهارشنبه 2 آبان 1397 ساعت: 5:28

من نمیخوام نیمهی پر لیوان رو ببینم. خوش بینی باعث میشه حالت تهوع بگیرم و منحرفانست.

انسان بعد از هبوط این دنیا فقط لیاقت بدبختی رو داره.

برچسب: نویسنده: هستی حسینی تاريخ: چهارشنبه 2 آبان 1397 ساعت: 5:28

هیچ فضایی ترسناک تر از تخیل ادم وجود نداره.

جایی که ما با رویاهامون تنها میشیم و کلاف ها رو باهم گره میزنیم.

از این هزار توی مدام هرگز بیرون نمیایم تا بمیریم و تمام گره ها باز بشن و روحمون ازاد بشه.

خوبی مرگ شاید فقط همین باشه که ازاد میشیم از قید و بند ها.

برچسب: نویسنده: هستی حسینی تاريخ: چهارشنبه 2 آبان 1397 ساعت: 5:28

صفحه بندی